دلم باران نميخواهد دلم عصيان ميخواهد.درست مثل گرگي كه از عاقبت كار خود خبر دارد اما وحشيانه به گله سگ ها ميزند.من هم روزي وحشيانه به دل زمانه خواهم زد و داغي كه بر دلم نهاده را خاموش ميكمنم چو طوفاني كه خانه اي ويران را از بن برچيند و گرد و غبارش را با خود به دريايي دور ببرد و عاقبت در ان غرق شود. كه گويا نه روزگاري در آن حوالي خانه اي بوده و نه كاشانه اي و نه خانه نشيني
بازار مسگرها...ما را در سایت بازار مسگرها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84